ما ایستاده ایم !
سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشید ،
باز اومد و شب شد گریزون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشید ،
باز اومد و شب شد گریزون
کوهها لاله زارن
لالهها بیدارن
تو کوهها دارن گل گل گل
آفتابو می کارن
نه خارم نه خاشاک
زن و مرد بی باک
تنم پاره پاره شد از
ضربههای مرد سفاک
من آروم نگیرم
اگر هم بمیرم
من ایستادهام تا رأی خود را پس بگیرم...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 13:31 توسط سایه (مائده اميني)