سر اومد زمستون
شکفته بهارون
گل سرخ خورشید ،
باز اومد و شب شد گریزون

کوه‌ها لاله زارن
لاله‌ها بیدارن
تو کوه‌ها دارن گل گل گل
 آفتابو می کارن

نه خارم نه خاشاک
زن و مرد بی باک
تنم پاره پاره شد از
ضربه‌های مرد سفاک

من آروم نگیرم
اگر هم بمیرم
من ایستاده‌ام تا رأی خود را پس بگیرم...